شجاع
269
أنيس الناس ( فارسى )
چه اگر تصوّر كنند كه مولى و صاحب ايشان ضعيفراى و واهى همّت است و به هرگناهى ايشان را دور خواهد كرد و خواهد فروخت خويشتن را در بندگى او عارى و غير متمكّن دانند و هرآينه دل بر خدمتكارى و عبوديّت ننهند و شرط بندگى و مهربانى به جاى نيارند و همّت را بر خلاص خويش از جفاى سيد و مفارقت او مقصور دارند . ادب ديگر آنكه در طريق مآكل و مشارب و ملابس ايشان منبسط باشند ، بلكه آن را بر مالا بدّ خويش مقدّم دانند . و اوقات استراحتشان مقرّر و معيّن سازند . و نوعى كنند كه اعمالى كه به ايشان مفوّض بود از سر نشاط به جدّ هرچه تمامتر به تقديم رسانند ، نه بطريق ملالت و كسالت . و در تأديب و زجرشان مراتب نگاه داشته ابواب عفو بكلّى مسدود ندارند و هركدام كه بعد از توبه مراجعت به گناه نمايند او را چاشنى عقوبت بايد چشانيد و از رشد و روزبهيش نوميد نبايد شد ، مادام كه از دائرهء اصرار و وقاحت بيرون آمده به بىحيايى موسوم نباشد . و چون به تكرار خيانت يا گناهى فضيح قبيح ملوّث گردد طريق صواب ردّ و طرد و بيع ، و الّا به مجاورت او ديگر عباد بدكردار و تباهكار گردند و فساد از او به ديگران متعدّى گردد . اما اجناس حبشه و هندو و زنگبار را به كار بايد داشت و بيكار نبايد گذاشت ، و در حصول رفاهيت حال و فراغت بالشان مبالغه نبايد نمود . چه از خواصّ اين اجناس آنكه چون از مشقّت و مذلّت خلاص يابند